پرش لینک ها

لزوم انجام کنترل کیفی

مقدمه

 با افزایش سطح جهانی بهداشت و نیاز به تشخیص دقیق تر بیماری­‌ها،  شاهد گسترش روز افزون استفاده از دستگاه های پرتو تشخیصی و درمانی در حوزه پزشکی هستیم، هر چند این فناوری کمک شایان و فراوانی به جامعه پزشکان در تشخیص و درمان دقیق امراض نموده است ولی اگر به درستی مورد استفاده قرار نگیرد یکی از مواردی است که برای کاربران و بیماران بسیار خطرناک به شمار می آید از این رو اطلاع رسانی در زمینه استفاده هر چه بهتر از این فناوری، می تواند کمک شایانی در بهبود سلامت جامعه پرتو نگاران و بیماران باشد، از این رو ما در این مقاله با معرفی جدیدترین تکنیک های تصویربرداری، سیستم های پرتو تشخیصی و پرتو درمانی نوین، لزوم استفاده از آزمون های کنترل کیفی در دستگاه های مذکور، سعی در اطلاع رسانی هر چه بیشتر به جامعه پرتو نگاران و رادیولوژیست ها را داریم.

بررسی ها نشان می دهد پرتوگیری پزشکی، بزرگترین منبع پرتوگیری از منابع مصنوعی است و همچنین به علت توسعه سطح بهداشت در سطح جهانی و نیاز به تشخیص دقیق تر و عدم توجه به پرتوگیری و کیفیت تصویر و محسوس نبودن اثرات قطعی پرتوگیری در یک آزمایش، میانگین پرتوگیری پزشکی رو به افزایش است. حال حدس بزنید اگر ایمنی لازم در جهت حفاظت بیماران و پزشکان در مواجهه با دستگاه­‌های مولد پرتو رعایت نشود چه فاجعه‌­ای رخ داده و آمار بیماری‌­های ناشناخته و صعب‌­العلاج در جامعه بطور چشمگیری افزایش می یابد. برای جلوگیری از این فاجعه لازم است در ابتدا این دستگاه ها از نظر صحت عملکرد و کیفیت توسط متخصصین بررسی گردیده و همچنین آموزش لازم به تکنسین ها در جهت کارکردن صحیح با دستگاه ها در راستای حفاظت از جان خود و بیماران داده شود و همین­طور لازم است بیماران نیز آگاهی کافی در این زمینه را داشته باشند، از این رو موضوع و لزوم کنترل کیفی دستگاه‌­های پرتو تشخیصی مطرح می شود.

ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که مفاهیمی مثل کنترل کیفی (QC)، تضمین کیفیت (QA) و بهبود مستمر کیفیت (CQI) را با هم اشتباه کرده باشید و یا با شنیدن آن ها کمی گیج شده باشید. به شکل کوتاه، در رادیولوژی QC شامل آزمون های منظم و دوره ای تجهیزات تصویربرداری پزشکی و ارزیابی کیفیت تصاویر برای اطمینان یافتن از اجرای صحیح آئین نامه ها و پروتکل­‌ها می باشد.

در کنترل کیفی، طیفی از اندازه‌­گیری ها و آزمون ها انجام گردیده و داده­‌هایی بدست می آید که مقبولیت کیفیت بر اساس آنها سنجیده می شود و هنگامی که یک داده خارج از محدوده قوانین QC باشد دال بر بروز یک پارامتر سلبی از کیفیت و مقبولیت است. هرگونه داده بدست آمده در محدوده تعریف شده QC نیز متقابلاً به صورت قابل قبول خواهد بود. کنترل کیفی به شکل معمول از برآیند نتایج آزمون هایی مانند پذیرش و نگهداشت پیشگیرانه تجهیزات تصویربرداری، ارزیابی شیلدینگ حول تجهیزات اشعه ایکس و اندازه گیری پارامترهای فرایند تصویر همچون سرعت، کنتراست، مه آلودگی ذاتی، (احیانا دمای ظهور و PH داروها) و … می باشد.

تضمین کیفیت (QA) از مجموعه ارزیابی های سیستماتیک داده ها برای اطمینان و ضمانت نمودن مطلوبیت مراقبت های پزشکی حاصل می­گردد. بایستی در نظر داشت که QA شامل QC نیز می باشد. QA بر روی شاخص های خاصی معطوف می‌شود که باور داریم بر روی کیفیت خدمات موثرند. این شاخص ها عموماً با عوامل ساختاری، روندهای اجرایی و ارائه خدمات مرتبط می­باشند. که شاخص هایی همچون نرخ تکرار، همبستگی پاتولوژیکی، اقتضائات سودمندی، قابلیت استفاده از دتکتورهای دیگر (احیانا فیلم­های قدیمی) و تنظیم برنامه های زمانی از این جمله اند. بواسطه تضمین کیفیت (QA)، این امر ممکن می‌گردد تا بتوانیم در خصوص عملکرد اجرایی و بالینی آزمون های تصویربرداری تصمیم گیری کنیم. در واقع، از آنجا که برنامه های ممیزی مراقبت پزشکی مراکز بیمارستانی تاکید فراوانی بر مفهوم تضمین کیفیت (QA) دارند، می توان منظور ابتدایی از QA را بالا بودن سطح مراقبت از بیمار بیان نمود.

 بهبود مستمر کیفیت غالباً بصورت یک مفهوم کل نگر مطرح است تا یک روش اجرایی برای بهبود کیفیت. CQI می‌کوشد تا دانسته های حرفه ای را با دانسته های بهبود بخش ترکیب نماید. در اصل، بهبود مستمر کیفیت رویکردی برای شناسایی مداوم زمینه‌های بهبود و اعمال تغییرات برای بهبود کارایی، اثربخشی و رضایت مشتری است. بهبود مستمر کیفیت در صنایع مختلف کاربرد دارد و به ویژه در بخش‌هایی که بهینه‌سازی مداوم برای برآوردن نیازهای نظارتی و مشتری در حال تحول ضروری است، سودمند واقع می شود

در رادیولوژی، CQI ما را ملزم می­کند تا هر فعالیت و روندی در خدمات تصویربرداری تشخیصی/درمانی را شناسایی کنیم و استانداردهای ( شاخص ها ) مورد سنجش را جهت پایش قرار داده و بطور مداوم بهبود بخشیم. در کوتاه ترین مقایسه باید گفت : تضمین کیفیت (QA) روشی انفعالی است که همواره از مشکلات عقب می ماند در حالی که CQI می کوشد تا بر مشکلات پیشی گیرد و راه عملکرد سیستم خدمات رسانی را بهبود بخشد.

بهبود مستمر کیفیت چگونه اتفاق می افتد:

CQI یک فرایند و روند مستقیم را دنبال می کند که به آن چرخه دِمینگ Deming یا شیوکارت Shewkart گفته می شود و کلیه روندهای آن به داده های گردآوری شده در طی مشاهدات و تحلیل های آماری وابسته است.

در خلال نخستین مرحله از این چرخه، دپارتمان کیفیت، یک سیستم اجرایی مشکل دار یا مشکل ساز را شناسایی می کند. برای مثال نوبت دهی بیماران، عملکرد تجهیزات، تفسیر تصاویر یا توزیع برگ ریپورت. دپارتمان کیفیت بلافاصله پس از تشخیص مشکل کار خود را آغاز می کند.

مرحله دوم از فرایند، شامل انجام مشاهدات، انجام آزمون های بنیادی و تعیین مسیر برای اجرای تغییرات جهت بهبود سیستم در حال مطالعه می باشد.

در مرحله سوم این چرخه، تیم یا دپارتمان کیفیت بر آثار تغییرات اعمال گردیده بر سیستم مشاهدات خود را انجام می دهد. این مرحله شامل پایش و ارزیابی بازخورد اعمال و استفاده مجدد از مراحل قبلی برای بازشناسی مشکل و ایجاد یا یافتن فرصت بهسازی در روند آغاز فرایند CQI است.

در مرحله آخر کلیه چرخه به شکل متناوب تکرار می شود تا با ایجاد تغییرات جزئی مطلوب، امکان بهبود مضاعف میسر گردد.

یکی دیگر از مهمترین کلید های موفقیت در برنامه CQI فرایندی به نام ” تفویض” است. برنامه CQI مستلزم رهبری قدرتمندی می باشد. ” تفویض ” شامل انتقال امور و مسئولیت ها از مدیریت بخش رادیولوژی به سوپروایزر ارشد گروه کیفیت در خلال انجام برنامه می باشد.

موسسات مراقبت های سلامت و بخش های رادیولوژی، سیستم ها و مدل های متنوعی از CQI را بکار می بندد که شامل موارد زیر است:

۱- کمیته های مشترک ممیزی سازمان های بهداشت و درمانی

۲- مدل شش سیگما (6Sigma )

۳- مدل EFQM یا مدل عالی کسب و کار تجاری اروپا در مدیریت کیفیت

۴- مدل سازمان جهانی استانداردسازی (ISO) سری 9000 که محیط سازمانی مناسبی را برای پیاده سازی سیستم CQI فراهم می آورد.

پیام بگذارید